با تـو از خـود می گویم

از شب و این درد پنهان خسته ام

خدايا . . .

خسته ام!

از غريبه بودن بين ِ اين آدم ها

از بی کسی

از اين که از جنس آدم هاي اطرافم نيستم

از اينکه همه تا ميفهمن از خودشون نيستم

رفتارشون باهام عوض ميشه...

خدايا . . .

تو با من باش...

[ سه شنبه 25 آذر1393 ] [ 23:37 ] [ n@sim20 ] [ ]

گاهي مجبوري

بُغضت را با يک مقدار آب فرو ببري و بگي :

"خدا بزرگه"

خدايا . . .

نه دستي واسه گرم شدن دارم

و نه دلي براي تسكين دلم

فقط دو بال عشق ميخوام

براي رسيدن به تو ... 

[ یکشنبه 23 آذر1393 ] [ 0:10 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

کسی لایق مغفرت تو نیست و سزاوار خشنودیت

پس هر که را بیامرزی از احسان توست

و از هر که خشنود شوی از تفضل توست...

(فرازی از صحیفه سجادیه)

[ شنبه 22 آذر1393 ] [ 18:10 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

ما را از خشم خود نگاه دار

و به لطف خود محفوظ کن

و به سوی خود رهبری نما

و از خود دور مگردان

زیرا هر که را که تو نگاه داری، سالم می ماند

و هر که را که تو هدایت کنی، دانا می شود

و هر که را که تو مغرب سازی، غنیمت می برد...

(فرازی از صحیفه سجادیه)

[ جمعه 21 آذر1393 ] [ 0:53 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

بضاعت من به قدري است که نمي دانم

در حق آشنايان و دوستانم چه دعايي کنم

اما مي دانم که تو از حال آنان آگاهي

پس بهترين ها را برايشان کرم نما

که خزانه ي تو هرگز تهي نمي گردد ...

خدایا . . .

امروز هم از اون روزها بود که

شدم شنونده یک درد و مشکل، درد و مشکلی که

وقتی شنیدم توی دلم شکر کردم و حتی تحسین...

شکر کردم به خاطر داشته هام و حتی به این خاطر که

مشکلات من به این سختی نبوده و نیست

و حتی به این خاطر که حالا

تقریبا روزهای آروم زندگیم رو میگذرونم

و تحسینم به خاطر صبر و تحمل اون فرد بود

مطمئنم اگه من جای اون بودم نمی تونستم تحمل کنم

هر چند وقتی داشت از دردهاش می گفت

مشخص بود که دیگه بیشتر از این تحمل نداره

اما مطمئنم اونقدر بهش قدرت دادی که

باز هم بتونه ادامه بده و این شرایط رو بگذرونه...

خدای من . . .

من توانی ندارم برای کمک یا حتی کم کردن مشکلات اون

تنها می تونم براش دعا کنم، تا مثل همیشه همراه لحظاش باشی

پس کار و کمکی رو که از توان من خارجه

باز هم به تو می سپرم و به حق خودت قسم میدم تو رو که

ما بنده گانت رو به کسی جز خودت واگذار نکن

حتی زمانی که تو رو نادیده می گیریم

و از تو و یاد تو غافل میشیم...

 

[ چهارشنبه 19 آذر1393 ] [ 22:3 ] [ n@sim20 ] [ ]

الهی . . .

اگر عشق باشد گناهی

سراپا غرق گناهم...

خدایا . . .

ببخش منو که هنوز هم

توی لحظات روزمره ی خودم

به یاد و دلتنگ عشق زمینی خودم هستم

کسی که نه موند و نه هست و نه متعلق به من بود

تنها خاطرات و یادش موندگار شد...

خدایا . . .

نمی دونم که به یاد و خاطر اون بودن گناه هست یا نه؟!

اما اگه اینطور هم باشه، من سرتاپا آلوده به گناهم

که مسبب این گناه، فکر و ذهن و قلب منه و چیزی به اسم عــشــق...

خدای من . . .

اینها همه نعمت ها و داده های تو به من هستند

این فکر و ذهن و قلب رو اگه نداشتم

شاید امروز آلوده به گناهی به اسم عــشــق نمیشدم

پس ببخش، من و توجیه ها و تفسیرهای منو...

ببخش که هنوز فکر و ذهن و قلبم

خالی نشده از بنده های زمینی تو...

ببخش که هنوز قلبم با یک اسم یا یک صدا یا یک خاطره

شدیدتر از قبل به طپش میوفته

و دردی شدید، نفس هام رو به شماره میندازه...

ببخش که هنوز به عشق زمینی مبتلا و گرفتارم...

[ یکشنبه 16 آذر1393 ] [ 0:21 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

تو که به باهم بودنمان راضی نمی شوی

پس به بی او ماندن عادتم بده...

خدای من . . .

این دعا سالهاست که برای من برآورده شده

من، به بی او ماندن، سالهاست که عادت کردم

حتی سالهاست که به دلتنگی های

وقت و بی وقتم عادت کردم

اما هنوز به شنیدن اسمی مشابه اسم اون

به صدایی مشابه صدای اون

و حتی به ظاهری مشابه ظاهر اون عادت نکردم

وقتی اسمی مشابه اسم اون می شنوم، کمی مکث می کنم

وقتی صدایی مشابه صدای اون می شنوم، دقیق تر گوش می کنم

و حتی وقتی ظاهری مثل ظاهر اون می بینم، دقیق تر نگاه می کنم

هنوز به این مکث ها و دقت ها عادت نکردم

هنوز دست و دلم میلرزه

و هنوز هم امیدوارم به اینکه شاید روزی

به اسمها و صداها و ظاهرها عادت کنم...

[ جمعه 14 آذر1393 ] [ 22:57 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

شفا بده

بنده هاي سالمت را شفا بده!

کساني را شفا بده که

خيال مي کنند هنوز دنيا بدون آنها نمي چرخد!

کساني را شفا بده که

خيال مي کنند مريض نخواهند شد، هرگز!

کساني را که روحشان خيلي مريض است

آمین...

[ یکشنبه 9 آذر1393 ] [ 7:5 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدای من . . .

آغوش گرمم باش

بگذار فراموش کنم

لحظه هايي که در سرماي بي کسي لرزيده ام...

[ جمعه 7 آذر1393 ] [ 16:7 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

يکي از بزرگترين نعمت ها اينه که درکم مي کني

بدون اينکه مجبورم کني، برات توضيح بدم که

دقيقا چه مرگمه ...

[ چهارشنبه 5 آذر1393 ] [ 22:46 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

ببخش مرا که

یا در بدترین، بهترینم

یا در بهترین، بدترین...

خدایا . . .

تو که مبداء و منشاء هر تعادلی

به من تعادل داشتن

توی بهترین و بدترین حالات رو عطا کن...

[ شنبه 1 آذر1393 ] [ 22:10 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

دل که می گیره، نفس کشیدن هم سخت میشه

نفس که می گیره، سعی می کنم عمیق تر نفس بکشم

تا شاید دلم با این نفس، گیرش از این دنیا باز بشه 

اما انگار این دل هم میدونه

وقت رفتن هنوز نرسیده...

[ دوشنبه 26 آبان1393 ] [ 7:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

یه " بُـر " بـه ایـن زنـدگـیـمـون بـزن

شایـد دو تـا " حـکـم " افـتاد دستمـون

که هـر نـامــردی " آسِـش " رو به رخ مـا نکشه !!!

خدایا . . .

گاهی دلم می گیره از خیلی حرفها

دله دیگه، هر روز حساس تر از روزهای قبل میشه

با همه ی اینها، همیشه دعا می کنم و آرزو دارم که

آخرین برگ زندگیم و آخرین حکمی که تو برای زندگیم رقم میزنی

بهترین و زیباترین حکم باشه

می دونم و مطمئنم که

به این آرزوم اگه تو بخوای و صلاح بدونی میرسم

دیر یا زودش دیگه مهم نیست برام

مهم اینه که تو خواست منو می دونی و اجابت می کنی

پس شکر، که تو آگاهی به خواسته های من...

[ شنبه 24 آبان1393 ] [ 0:53 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

آنان که به من بدي کردند، مرا هوشيار کردند

آنان که از من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگي آموختند

آنان که به من بي اعتنايي کردند، به من صبر و تحمل آموختند...

پس خدايا . . .

به همه اينان که باعث تعالي دنيا و آخرت من شدند

خير و نيکي برسان...

(د. چمران)

[ پنجشنبه 22 آبان1393 ] [ 23:47 ] [ n@sim20 ] [ ]

الهي . . .

گفتي کريمم؛ اميد بر آن تمام است که

چون کرَم تو در ميان است، نا اميدي حرام است...

[ سه شنبه 20 آبان1393 ] [ 22:38 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

چه آسان مي توان تو را دوست داشت

بي هيچ تکلف و بهانه اي ...

[ یکشنبه 18 آبان1393 ] [ 21:34 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

دست و بالم از حرف خاليست

هر هست تويي و تو حرفي نداري ...

[ جمعه 16 آبان1393 ] [ 7:7 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

ببخش ما را به خاطر گناهانی که

لذتش رفته

اما مسئولیتش باقی مونده...

خدایا . . .

میون اشتباهات و گناهانمون

همیشه مواردی پیدا میشه که

از دید خودمون اشتباه و گناه نیست

پس ما رو ببخش به خاطر اشتباهات و گناهانی که

لذتش رفته اما مسئولیتش هنوز باقی مونده...

[ چهارشنبه 14 آبان1393 ] [ 1:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

همانا گوناگونی وجوه تدبیرات تو

و سرعت فرا رسیدن قَدَر تو

بندگان عارفت را مانع شد که

به یک عطای تو، قانع

و یک بلای تو، مأیوس شوند...

خدایا . . .

مدتی هست که بیشتر از قبل درگیر کارهای دنیایی شدم

درگیر وفق دادن خودم با محیط کاری جدید

و آشنا شدن با آدمهایی که شناختشون هنوز برام سخته...

خدای من . . .

آینده برام هنوز روشن نیست

و حتی نمی دونم شرایط جدید برام خوبه یا بد

ولی به تو توکل کردم و به تو امید بستم

تا کمکم کنی من هم

به یک عطای تو قانع نباشم

و با یک بلا که امتحانی از جانب تو برای منه

مأیوس و ناامید نشم ...

"یا ستار العیوب و یا رحمان الرحیم"

[ سه شنبه 13 آبان1393 ] [ 0:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

بارالها . . .

از من جز آنچه که سزاوار ملامت است، بر نیاید

و از تو جز آنچه سزاوار کرمت است بر نتابد...

 

[ جمعه 9 آبان1393 ] [ 21:14 ] [ n@sim20 ] [ ]