با تـو از خـود می گویم

از شب و این درد پنهان خسته ام

خدای من . . .

آغوش گرمم باش

بگذار فراموش کنم

لحظه هايي که در سرماي بي کسي لرزيده ام...

[ جمعه 7 آذر1393 ] [ 16:7 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

يکي از بزرگترين نعمت ها اينه که درکم مي کني

بدون اينکه مجبورم کني، برات توضيح بدم که

دقيقا چه مرگمه ...

[ چهارشنبه 5 آذر1393 ] [ 22:46 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

ببخش مرا که

یا در بدترین، بهترینم

یا در بهترین، بدترین...

خدایا . . .

تو که مبداء و منشاء هر تعادلی

به من تعادل داشتن

توی بهترین و بدترین حالات رو عطا کن...

[ شنبه 1 آذر1393 ] [ 22:10 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

دل که می گیره، نفس کشیدن هم سخت میشه

نفس که می گیره، سعی می کنم عمیق تر نفس بکشم

تا شاید دلم با این نفس، گیرش از این دنیا باز بشه 

اما انگار این دل هم میدونه

وقت رفتن هنوز نرسیده...

[ دوشنبه 26 آبان1393 ] [ 7:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

یه " بُـر " بـه ایـن زنـدگـیـمـون بـزن

شایـد دو تـا " حـکـم " افـتاد دستمـون

که هـر نـامــردی " آسِـش " رو به رخ مـا نکشه !!!

خدایا . . .

گاهی دلم می گیره از خیلی حرفها

دله دیگه، هر روز حساس تر از روزهای قبل میشه

با همه ی اینها، همیشه دعا می کنم و آرزو دارم که

آخرین برگ زندگیم و آخرین حکمی که تو برای زندگیم رقم میزنی

بهترین و زیباترین حکم باشه

می دونم و مطمئنم که

به این آرزوم اگه تو بخوای و صلاح بدونی میرسم

دیر یا زودش دیگه مهم نیست برام

مهم اینه که تو خواست منو می دونی و اجابت می کنی

پس شکر، که تو آگاهی به خواسته های من...

[ شنبه 24 آبان1393 ] [ 0:53 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

آنان که به من بدي کردند، مرا هوشيار کردند

آنان که از من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگي آموختند

آنان که به من بي اعتنايي کردند، به من صبر و تحمل آموختند...

پس خدايا . . .

به همه اينان که باعث تعالي دنيا و آخرت من شدند

خير و نيکي برسان...

(د. چمران)

[ پنجشنبه 22 آبان1393 ] [ 23:47 ] [ n@sim20 ] [ ]

الهي . . .

گفتي کريمم؛ اميد بر آن تمام است که

چون کرَم تو در ميان است، نا اميدي حرام است...

[ سه شنبه 20 آبان1393 ] [ 22:38 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

چه آسان مي توان تو را دوست داشت

بي هيچ تکلف و بهانه اي ...

[ یکشنبه 18 آبان1393 ] [ 21:34 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

دست و بالم از حرف خاليست

هر هست تويي و تو حرفي نداري ...

[ جمعه 16 آبان1393 ] [ 7:7 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

ببخش ما را به خاطر گناهانی که

لذتش رفته

اما مسئولیتش باقی مونده...

خدایا . . .

میون اشتباهات و گناهانمون

همیشه مواردی پیدا میشه که

از دید خودمون اشتباه و گناه نیست

پس ما رو ببخش به خاطر اشتباهات و گناهانی که

لذتش رفته اما مسئولیتش هنوز باقی مونده...

[ چهارشنبه 14 آبان1393 ] [ 1:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

همانا گوناگونی وجوه تدبیرات تو

و سرعت فرا رسیدن قَدَر تو

بندگان عارفت را مانع شد که

به یک عطای تو، قانع

و یک بلای تو، مأیوس شوند...

خدایا . . .

مدتی هست که بیشتر از قبل درگیر کارهای دنیایی شدم

درگیر وفق دادن خودم با محیط کاری جدید

و آشنا شدن با آدمهایی که شناختشون هنوز برام سخته...

خدای من . . .

آینده برام هنوز روشن نیست

و حتی نمی دونم شرایط جدید برام خوبه یا بد

ولی به تو توکل کردم و به تو امید بستم

تا کمکم کنی من هم

به یک عطای تو قانع نباشم

و با یک بلا که امتحانی از جانب تو برای منه

مأیوس و ناامید نشم ...

"یا ستار العیوب و یا رحمان الرحیم"

[ سه شنبه 13 آبان1393 ] [ 0:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

بارالها . . .

از من جز آنچه که سزاوار ملامت است، بر نیاید

و از تو جز آنچه سزاوار کرمت است بر نتابد...

 

[ جمعه 9 آبان1393 ] [ 21:14 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

يه لحظه گوش کن

جدي ميگم!!

نه بچه بازيه، نه ادا اطوار

اينور دنيا

حال ” خيليا ” اصلا خوب نيست..

يه دستي به زندگيشون بکش لطفا!

ممنون ميشم ...

 

[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 7:7 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدايا . . .

من سپاسگزارم كه مرا در عصر جاهليّت به دنيا نياوردي

تو را شاكرم كه مرا آن زمان به دنيا آوردي که

عصر جاهليّت به عصر علم و تمدّن اسلامي تبديل شده است

وحي اي آمده و جاهليّت را از بين برده، پيامبري مبعوث شده

و زمينه ظهور حكومت اسلامي مهيا شده است...

خدایا . . .

درسته که دچار جاهلیت مدرن هم شدیم

اما شکر که کنار همه ی اشتباهات و جهالتم

تو رو باور دارم، باوری که شاید عمیق نباشه

اما هست و این باور حتی کم رو دوست دارم... 

 

[ سه شنبه 6 آبان1393 ] [ 0:59 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

به من مهلت بده تا در کلاس درس

وقتی ارباب نام نوکران را خواند

بگویم *حاضـــر*

به حق الحسین...

 

[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 0:7 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

تشنگان دیدار خودت را

به جرعه ای از جمال مهدی(عج) میهمان کن

به حق. . . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...

 

[ جمعه 2 آبان1393 ] [ 15:30 ] [ n@sim20 ] [ ]

خدایا . . .

میشه چند لحظه وقتتو بگیرم

این دفعه، چیز زیادی ازت نمی خوام

فقط می خوام خیلی ساده بگم

ممنون برای همه چیز...

 

[ سه شنبه 29 مهر1393 ] [ 23:2 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

من در عین بی نیازی نیازمندم

چگونه در نیازمندی ام بی نیاز باشم؟!

خدایا . . .

هر روزی که میگذره، بیشتر از قبل به تو نزدیک میشم

شاید بیشتر به این خاطر باشه که

علاوه بر پختگی و تجربه ای که با گذشت زمان بدست آوردم

همدمی بهتر از تو، توی این دنیا ندیدم

اونقدر به این حرفم مطمئنم که می دونم

هر جا به تو توکل کردم، توکلم بی جواب نمونده

مثل آرامش این روزهام که شک ندارم

این آرامش، بدون لطف و نگاه تو محال بود که بدست بیاد...

خدایا . . .

این که من به تو نیازمندم و تو بی نیازی به من

یک حقیقته که هیچ وقت این نیاز من و بی نیازی تو

جاش تغییر نمی کنه و حتی کم نمیشه

هر روزی که میگذره به این نیازم بیشتر اضافه میشه

هر روز که میگذره، بیشتر متوجه لذت بودنت میشم

و بیشتر حس می کنم که توی تمام لحظه هام

چه شادی و چه غم، اگه یاد تو نباشه

نه اون شادی لذت بخش میشه و نه اون غم باری ازش کم ...

پس خدایا . . .

چطوری بگم بی نیازم، که نیازمندترینم ؟!

و چطوری حس کنم که نیازم به تو کم شده، در حالی که

هر روز که میگذره بیشتر به این نیازم، نیازمند میشم؟!

خدایا . . .

شکرت که به این حقیقت در حد عقل و فهم خودم

آگاه شدم و هر روز آگاه تر از قبل میشم

شکر که تو رو دارم، کنار همه ی داشته ها و نداشته هام

شکر که نیازمند توام...

 

[ شنبه 26 مهر1393 ] [ 21:35 ] [ n@sim20 ] [ ]

پروردگارا . . .

مرا به تدبیر خودت از تدبیرم

و به اختیارت از اختیارم

بی نیاز گردان ...

و از افتادن در ورطه اضطرار بازم دار...

 

[ پنجشنبه 17 مهر1393 ] [ 0:32 ] [ n@sim20 ] [ ]

خداوندا . . .

انتهای دریا را برکه ها نمی فهمند

پس ببخش اگر گاهی

گم می کنم نشانت را...

خدایا . . .

می خوام با توکل به تو

یک کار تازه رو شروع کنم

اما نمی دونم، شروع این کار تا چه اندازه درسته

و حتی نمی دونم آخرش چی میشه

نمی دونم، می تونم سختی هاش رو تحمل کنم یا نه؟!

فقط تنها چیزی که بهش امید بستم توئی

اونقدر به تو امید بستم که بگم

بیشتر از گذشته محتاج تو و نگاه تو هستم...

پس خدایا . . .

اگه کاری که انتخاب کردم

منو از تو و یاد تو، غافل و دور می کنه  

و یا اینکه مشکل ساز میشه برام

نذار به سمت این کار برم

و من رو به کسی جز خودت واگذار نکن...

 

[ سه شنبه 15 مهر1393 ] [ 23:25 ] [ n@sim20 ] [ ]